تبليغاتX
گرگ تنها
« طبيعي است وقتي روي يك سايت اينترنتي فهرست بيش از 500نوع پرنده از سار و كبوتر گرفته تا اردك سرسفيد، قو و فلامينگو براي شكار به خارجي‌ها عرضه مي‌شود وضعيت حيات‌وحش كشور به چنين وضعيت اسفباري تبديل مي‌شود.
 در اين سايت گونه‌هايي به‌عنوان شكار معرفي شده كه طي 35سال تنها 2بار در طبيعت ايران رويت شده‌اند. در همين سايت از جانوراني چون قوچ البرز مركزي، قوچ لارستان، قوچ اصفهان، آهو، جبير و گورخر نيز به‌عنوان شكار نام برده شده و بهاي هرگونه نيز اعلام شده است.
اين در حالي است كه در كشور پاكستان براي مجوز شكار يك رأس قوچ(كه تار ناميده مي‌شود) 50هزار دلار دريافت مي‌شود. البته نصف اين درآمد به شكاربانان و محيطزيست منطقه اختصاص دارد. اما در كشور ما اين‌گونه حيات‌وحش تاراج مي‌شود»؛ اين گفته هاي دكتر اسماعيل  كهرم، كارشناس حيات‌وحش درخصوص وضعيت نابسامان شكار در ايران است.
وي درباره تروفه‌ها مي‌گويد:« زماني سياحان انگليسي در سفر به كشورهايي چون استراليا و آفريقا، حيواناتي را كه برايشان عجيب و در كشور متبوعشان ناشناخته بود، شكار كرده و پوست آنها را به كشور خود مي‌بردند در آنجا عده‌اي اين پوست‌ها را مي‌دوختند و اين شيوه تكامل يافت تا آنجا كه به تاكسيدرمي يعني پوست آرايي شهرت يافت. پس از آن اين پوست‌ها در معرض ديد عموم قرار مي‌گرفت تا مردمي كه به حيات‌وحش دسترسي نداشتند با اين حيوانات آشنا شوند.
اما دلايل ديگر اين شيوه و موزه‌هايي كه در آنها اين تاكسيدرمي‌ها نگهداري مي‌شود منسوخ شده و وجاهت خود را از دست داده است.»

كهرم تأكيد مي‌كند:« امروز از يك سو، تخريب زيستگاه حيات وحش كشور را تهديد مي‌كند و از سوي ديگر شكار بي‌رويه همين شمار اندك باقي‌مانده را در معرض انقراض قرارداده است. وقتي شكاركشان به پلنگ كه حداكثر 200قلاده در سراسر كشور وجود دارد رحم نمي‌كنند، ديگر چگونه مي‌توان انتظار داشت كه گونه‌هايي از اين دست براي نسل‌هاي آتي حفظ شود.»
متأسفانه به‌رغم هشدار كارشناسان و دلسوزان حيات وحش، ‌كشتار گونه‌هاي نادر حيات وحش همچنان ادامه دارد، اما آنچه مايه نگراني است اينكه در مواردي اين شيوه، سبك و سياق قانوني به خود مي‌گيرد يا حداقل تحت عناوين مختلف افراد خاطي تلاش مي‌كنند از زير بار قانون فرار كنند.


                           

بازخوانی یک پرونده

مهندس ياسر انصاري، دبيركانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط‌زيست ايران، در گفت‌وگو با همشهري نمونه‌اي از اين شيوه تخلف را شرح مي‌داد؛ماجرايي كه در استان خراسان رضوي روي داده و به‌رغم آشكار بودن تخلف و تشكيل پرونده براي متهم به‌دليل اعمال نفوذ هنوز رأي مربوطه صادر نشده است.

 وي مي‌گويد:«در تيرماه سال 84 براساس گزارش‌هاي مردمي، نيروي انتظامي به خانه‌اي در مشهد وارد شده و در آنجا با حداقل 70حيوان تاكسيدرمي شده از گونه‌هاي با ارزش و در معرض خطر مواجه مي‌شود. در پي آن، موضوع به اداره كل حفاظت محيط‌زيست استان خراسان رضوي اعلام و متهم كه از شكارچيان سابقه‌دار است.
طي‌نامه شماره 67/80 مورخ 24/4/85 به اتهام حمل و نگهداري حيوانات تاكسيدرمي شده و شكار غيرمجاز گونه‌هاي نادر حيات وحش به مراجع ذيصلاح قضائي معرفي مي‌شود.
انصاري مي‌افزايد:«بررسي‌ها حاكي از آن است كه يك روز پس از تشكيل پرونده براي متهم، مسئولان و محيط‌بانان اداره حفاظت محيط‌زيست خراسان رضوي براي مختومه اعلام كردن پرونده و برگرداندن تاكسيدرمي‌ها به متهم از سوي مبادي مختلف تحت فشارهاي غيرقانوني قرار مي‌گيرند، اما با مقاومت مديران و محيط‌بانان محيط‌زيست پرونده قضائي همچنان مفتوح مي‌ماند.
 با اين همه، به‌رغم گذشت يكسال و باوجود نظريه صريح كارشناسان محيطزيست و كارشناسان رسمي دادگستري مبني بر موارد متعدد تخلفات فرد خاطي، به‌دليل برخي كارشكني‌ها از سوي افراد بي‌مسئوليت و اعمال نفوذ، هنوز رأيي براي اين پرونده صادر نشده است.»


                    


وي تصريح مي‌كند:«متهم پرونده كه به گواه صدها فقره تصوير، افتخار شكار گونه‌هاي بي‌دفاع و در معرض خطر را داشته و فاتحانه با اسلحه دوربين‌دار خود بر فراز اجساد شكارهاي خود عكس‌هايي با ژست‌هاي پيروزمندانه گرفته، با كمال تأسف داراي مدارك مختلفي است كه از آن جمله عبارتند از:كارت عضويت كانون تخصصي حيات وحش ايران با سمت نايب رئيس كميته تخصصي حيات وحش، كارت عضويت مؤسسه مطالعات راهبردي صنعت جهانگردي با سمت معاون دپارتمان توريست، عضويت در شركت خدماتي تورهاي شكار و طبيعت با سمت مدير دپارتمان شكار  و مهم‌تر از همه، كارت هميار محيط‌زيست سازمان حفاظت محيط‌زيست است كه در تاريخ 15/4/84 يعني 2سال پس از دومين محكوميت نامبرده به‌دليل شكار غيرمجاز و كشف اجساد  مربوطه از منزل نامبرده، براي وي صادر شده است. اين موارد، بيش از هر چيز ضرورت بازنگري و نظارت بر نحوه فعاليت برخي تشكل‌هاي مرتبط با حيات وحش را خاطر نشان مي‌سازد.

تلاش براي گريز از قانون
به گفته انصاري متهم در تمامي مراحل دادرسي اجساد تاكسيدرمي شده را تروفه‌هايي داراي شناسنامه رسمي از كانون تخصصي حيات وحش ايران معرفي كرده و مدعي اخذ پروانه براي بقيه موارد كشف شده است.حال آنكه اسناد متعدد نشان مي‌دهد كه  عمده مدارك ارائه شده از سوي وي جعلي است. براي نمونه قبل از صدور شناسنامه، هر تروفه با پلاك مشخص پلمپ مي‌شود. براين اساس شناسنامه‌هاي بدون پلاك فاقد وجاهت قانوني است. اين در حالي است كه به جز يك نمونه، ساير موارد فاقد پلاك مخصوص است.
 از سوي ديگر، 9شناسنامه بدون شماره سريال است حال آنكه براساس نامه شماره 235رك ت مورخ 10/5/85 كانون تخصصي حيات وحش شناسنامه‌هايي از اين دست اعتبار ندارد. 38 شناسنامه نيز تاريخ صدور ندارد و 9 شناسنامه بدون امضاي مدير عامل كانون مذكور بوده و  تاريخ 5شناسنامه مخدوش است.

 لذا باتوجه به اين تناقضات و به استنادنامه كانون، شناسنامه‌هاي صادره مشروعيت و وجاهت قانوني ندارد.وي در ادامه مي‌گويد:«نكته قابل توجه آن كه درخواست متهم براي صدورشناسنامه تروفه‌ها در تاريخ 25/5/82 به كانون ارسال و در تاريخ 2/6/86 در دفتر كانون ثبت شده است.
اما به جز 8مورد صدور شناسنامه، تاريخ صدور بقيه شناسنامه‌ها قبل از ثبت درخواست متقاضي است. شناسنامه مربوط به پلنگ كشف شده مربوط به سال 78است در حالي كه بررسي‌ها نشان مي‌دهد طي اين سال چنين پروانه‌اي در هيچ يك از دفاتر سازمان محيط‌زيست صادر نشده است.
همچنان‌كه در هيچ موردي براي شكار گرگ و يوزپلنگ پروانه صادر نشده است. افزودن بر همه اينها، تحقيقات كارشناس رسمي دادگستري حاكي از عدم انطباق ابعاد و اندازه‌هاي اجساد مكشوفه با شناسنامه‌هاست كه اين امر شائبه جعلي بودن يا خارج كردن تروفه‌هاي فرضي و جايگزين كردن آن به شكارهاي قبلي را تقويت مي‌كند.
همچنين باتوجه به تعداد اجساد كشف شده، در بسياري موارد مدارك لازم از جمله پروانه شكار ارائه نشده است.»دبير كانون گسترش عالي فضاي سبز و حفظ محيط‌زيست ايران مي‌گويد: «به‌رغم همه اين مستندات، هنوز رأي لازم صادر نشده و برخي كارشناسان محيط‌زيست بيم آن دارند معدودي از دوستان نامبرده با ضريب مسئولان و تهيه پيش‌نويس‌هايي برخلاف مسير پرونده‌، زمينه صدور حكم تبرئه نامبرده و بازگرداندن تاكسيدرمي‌ها را به متهم فراهم سازند.»
هرچند كه نه با هوشياري مديران محيط‌زيست،  اين تلاش‌ها تاكنون به جايي نرسيده است.»


              


نقل ار همشهری٬ تاریخ :یکشنبه ۲۹ مهر ۸۶

..........................................................................................................................................
حالا شما میتونید بگید چند درصد از این جنایتکاران باصطلاح عاشق طبیعت که حیات وحش در حال انقراض و رانده شده از زیستگاههای طبیعیشان ٬ باید تاوان عشق متعفن و گندیده آنها را با آخرین خون خود پرداخت کنند٬ دارای کارت عضویت کانون شکار(!!!)- مجوز شکار - کارت عضویت موسسه مطالعات صنعت جهانگردی- کارت عضویت افتخاری سازمان... و ....... هزاران مدرک و سند جعلی و ساختگی هستند؟؟!!!!...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 17:25  توسط گرگ تنها | 
شاید بد نباشه یه نیم نگاهی به تاریخچه هنر دقیق و ظریف سلاخی و قتل عام حیات وحش تو کشور خودمون بندازیم :
انسانهای با مرامی که برای کشتن چند  آهو٬ مرال٬ شوکا ٬ کبک وبلدرچین وتیهو و.... با یه لشکر تمام عیار به طبیعت بی دفاع حمله میکردن!...  جشنهای درباریان سبیل از بنا گوش در رفته با کبک و تیهو و قوچ بریان و صد البته لم داده بر تختهای جواهر نشان و مفروش با پوست ببر مازندران و یوز آسیایی و شیر ارژن .... یه نگا به موزه های رنگ ووارنگ دور و برتون بندازین!!!

و البته داستان ادامه پیدا میکنه ... تا به قاجاریهای آفتخار آفرین(!!!) میرسه :
مسعود میرزا ظل السلطان :امروز روز خوبي بود 9 قلاده پلنگ را در ... زديم» و يا در آن سفر يك ببر زدم كه ريش سفيدان هم آن را نديده بودند و يا ... ظاهرا از این روزهای خوب انقدر زیاد اتفاق افتادكه ببر مازندران نه تنها از میانكاله بلكه از كل ایران وجهان رخت بربست!!!(نقل قول از دکتر اسماعیل کهرم)


در واقع همین شکارچیان امروزی که داد طبیعت دوستی سر میدهند ودر برابر انتقاد به فحاشی و توهین و ترعیب و تهدید می پردازند٬ روز به روز بر کارنامه درخشان قتل عام حیات وحش تا مرز انقراض می افزایند ٬ این طبیعت مردان همانهایی هستند که در بهبوهه انقلاب وبلاتکلیفی مناطق حفاظت شده ٬ با اسلحه جنگی و موتور سیکلت به تعیب یوز ایرانی پرداختند و تا مرز ۶۰ تا ۱۰۰ قلاده امروزی نابود کردند... همانهایی هستند که شیر ارژن را با جرگه کردن و ببر هیرکانی را تا نابودی کامل و محو آن از روی کره خاکی قتل عام کردند...
همانهایی که مفتخر به داشتن صفحه ای برای معرفی تروفه های در حال انقراض در مجله ننگینشان دارند!!    :


        


البته اگه  توجیهات تکراری و احمقانه ای که در مورد شکار قوچ و پازن ارائه میدن رو در مورد قتل عام خرس و پلنگ و( شاید یوز) و.... سر هم بکنن ٬ زیاد تعجب نکنید!!   :

     

توجیهات بی پایه واساسی از جمله :
با شکار کردن حیوان نر پیر گله٬ نرهای جوان فرصت جفت یابی و تکثیر نسل پیدا خواهند کرد و .... در حالی که با شکار کل این نظم طبیعی بهم خورده و گوناگونی ژنتیکی آن جاندار به تریج از بین میرود. علاوه براین اگر شکار نر های پیر گله به عهده شکارگران طبیعی ( گرگ٬ پلنگ ٬ خرس و...) واگذار کنیم به خوبی از عهده تعادل و تناسب جمعیت بر خواهند آمد و مضاف بر آن این شکارگران برای تهیه غذایی که میبایست از قوچ و کلی که جناب جنایتکار حیات وحش بصورت تاکسیدرمی بر دیوار خانه اش آویخته ٬ تهیه میکرد٬ دچار قحطی نشده و  به حومه روستاها و مناطق مسکونی روی نخواهد آورد!
بهانه دیگر این افراد شکار حیوانات دچار انفجار جمعیت شده است!!!... این قسمت از ماجرا مضحک ترین آن است و تلاش این افراد برای عوام فریبی نشانه کوته فکری و حماقتشان! :
در یکی از شماره های سال گذشته مجله نوشته بودند..:

ایا واقعا تمام حیوانات قابل شكار ما در خطر انقراض قرار دارندیادر حال انقراض هستند؟(!!!!!!!!)ایا هیچ مدرك وسند علمی كه نشان دهد طرف داران حقوق حیوانات با اتكا به ان دارند بحثهای نابودی و خطر انقراض گونه ها را مطرح میكنند در دستشان وجود دارد؟ كدام نقطه یا مرز را خط بحرانی مینامیم؟(!!!!)مثلا اگر جمعیت گوزن زرد ایرانی حدود 1000 راس باشد!!!
مسلما من یا شما( والبته حتی اساتید محیط زیست و حیات وحش) با هیچ مدرک علمی نمیتوانیم حقیقت رو به زوال حیات وحش زمین رو برای این موجودات شیطانی توجیح کنیم :

زمستان سال ۷۸ - منطقه مثلا حفاظت شده دشت سهرین - استان زنجان : برای کمک به سرشماری آهو به همراه اکیپی از محیط زیست عازم شدیم .... جای شما خالی!!!... عزیزان کارشناس(!!!) مجبورمون میکردند تعداد آهوهای شمارش شده رو بیشتر از تعداد واقعی گزارش کنیم!!!!!!!  ... چی فکر کردین ؟؟!!! ... تعداد آهویی که شاید به ۴۰۰ عدد در کل منطقه نمیرسید ٬ بیش از ۱۰۰۰ راس گزارش شد!!!

بدون شک جنایتکاران حیات وحش " مدرک وسند علمی " مستدل البته از نوع مصلحتی در دست دارند که جمعیت  حیات وحش کشور در حال انفجار است!
در مجله ... شماره زمستان 85 مطلب جالبی از قول دوستان نوشته شده. اشاره به اینکه چرا شکار پرندگان ممنوع شده است دل شکارچیان محترم را به درد آورده و کسی گفته: آخه شکارچیا تنها تفریحشون شکار پرنده است .!!!! ....

جالبه که این هم از قول استاد عزیز دکتر کهرم داشته باشید :
پس از 33 سال امسال دو سه روز قبل از عید قربان به میانكاله رسیدم، در این مدت بارها به این منطقه از كشور آمدم هر بار قدمهایم لرزانتر شده بود واكنون ، قدمهای این شكاربان قدیمی، لرزانتر از بار اول ورود به میانكاله شده بود.شب در مهمانسرای محیط زیست بودیم. یادم آمد كه شب اول كه در پاسگاه زاغمرز بودیم،..33 سال پیش حدود ساعت 5/3 صبح از صدای پرندگان از خواب بیدار شدیم.. خوابیدن غیر ممكن بود سر وصدا وهمهمه بیش از 120000پرنده خوابیدن را غیر ممكن میكرد.....امسال در مهمانسرای محیط زیست5/3-...4...5..آمد ورفت وصدایی از پرندگان شنیده نشد. ساعت 5 بیرون زده ونیم ساعت به شرق راندیم تا به لبه خلیج گرگان رسیدیم. خورشید سربرآورد هر لحظه متفاوت از لحظه قبل ،متفاوت از زندگی در شهرها كه ساعتها و روزها یكنواخت می گذرند.!...سر وكله پرندگان هم از دور پیدا شد.. یك خط سفید از فلامینگوها (5000 بال)، 165 بال قو، وحدود 4000 بال انواع مرغابی وغازها، همین ولی این تمام تصویر میانكاله نیست ... با روشن شدن هوا موسیقی متن هم شروع به نواختن كرد! :صدای شلیك تفنگهای شكاری پی در پی شنیده میشد ،اندازه گرفتم.كمتر از دودقیقه بین دو تیر فاصله بود!!! یعنی انچه در میانكاله میگذشت شكار بیرویه وغیر قانونی بود..

..........................................................................................................................................
پائیزه... با خنکای دم صبح٬ بی تابی چلچله برای پر کشیدن به جنوب.... با عطر میوه های پائیزی و رنگهایی زنده ...و .... فصل بی پناهی حیات وحش ... از شلیک ریفل و وینچستر و شاتگان ...
هنوز به امید برگشت گوزن زرد و هوبره وشوکا رو به زیستگاههای طبیعیشون٬ به مادر زمین عشق می ورزم ... آیا باز هم ضامن آهویی خواهد بود؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:12  توسط گرگ تنها | 
ماه مهر ....
عطر سیبهای سرخ و سبز...
جای خالی پری شاهرخها٬ لک لک ها٬ سبزه قباها ...
وترنم روحنواز دم سرخها٬ دارکوبها و چرخ ریسکها...

دوستان عزیزم از من سیب خواسته بودند... این هم یک سبد سیب سرخ خورشید...آسمانی بی دود...و آواز چرخ ریسک..
.

  

 

و یه خارپشت  در جستجوی شبانه برای شکار حشرات :

      


من به سیبی خوشنودم
وبه بوئیدن یک بوته بابونه
بوته خشخاشی شستشو داده مرا در سیلان بودن...

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 23:13  توسط گرگ تنها | 
                                

"جشن عاطفه های آدمهای بی عاطفه!" عنوان مطلب زیبایی بود که تو وبلاگ دوست خوبم caticef خوندم... وخوندنشو به همه توصیه میکنم... شاید که با خواست خدا بتونیم نخوت و خود خواهی"انسان" بودنمون رو برای دقایقی هم که شده کنار بذاریم...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 22:3  توسط گرگ تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
آهای دوستداران حیوانات!... سیگار کشیدن ممنوع!
شکار تروفه : تخریب و بر هم زدن اکوسیستم
ماجرای شیر پیتزا خور و ماهی قرمز
هفته آزادی حیوانات آزمایشگاهی
اگر ملاک رعایت حقوق دیگر موجودات پرهیز از کشتار آنان است، پس.....
حقیقت ناجور Inconvenient Truth
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
Green Blog
دیده بان حیوانات ایران
نیکا
همه مخلوقات خدا
تلاش ایرانیان گیاهخوار
دیده بان محیط زیست ایران
طبیعت و حیات وحش
انجمن یوز پلنگ ایرانی
کلوپ پرنده نگری طرلان
انسان- حیوان- گیاه
دلتنگیهای مادر زمین
زمین پاک
سرباز زمین
زیتون
آنچه نمی دانیم نیز با ارزش است
انجمن گیاهخواران ایران
No Compromise
CATICEF
Wolf Song of Alaska
حمایت از حیوانات بی خانمان
گیاهخوار و گیاهخواری
زیستن حق همیشگی حیوانات
White Feather
نوشته های سبز
تالار گفتگوی مدافعین حیوانات
میراث سبز ایران
یادداشت های یک پزشک
پرنده نگر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
گروه پرنده نگری طرلان